شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم / تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم / تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم .
یه شاخه گل رز میتونه باغ من باشه ، یه دوست باوفا هم میتونه دنیای من باشه !
آنجا که چشمان عاشقی برای انسانی اشک میریزد ، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد .
شنیده ام که به جنگل قدم گذاشته ای ، پلنگ وحشی من خوش به حال آهو ها .
اگر دلت یک لحظه در صد سال یاد من کند ، بی شک دل من در تمام عمر به یادت می تپد پر شور !
سلام ، مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها آسوده می خوابد !
وقتی “گذر زمان” دیدار را به اتفاق می سپارد باید قدر “باهم بودن” را دانست .
زیباترین احساس لحظه ایست که بدانی در اوج تنهایی کسی به فکر توست !
یک پلک زدن فاصله از تو تا من / باید بزنیم پلک یا تو یا من / هرچند که گفتند گناه است این کار / اما تو یکی بزن گناهش با من .
مینویسم خاطرات با اشک و آه / در شبی غمگین و تاریک و سیاه / می نویسم خاطرات از روی درد / تا بدانی دوریت با من چه کرد .